یاد

از این خانه می روم

تا شاید فراموش کنم

چطور دستانت را دورم حلقه کرده بودی و چگونه

قطرات اشکت، گم می شدند میان موهایم

توی همین اتاق

زیر همین سقف..

/ 117 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baso

سلام ... آپم ................................. .............................................[گل]

شروین

سلام ممنون از حضور گرمت بازم بما سر بزن موفق باشی یاعلی

فاطمه

همیشه‌ چیزایی هست که باید فراموش شه، که هیچ وقت نمی‌شه...

شیدا

خیلی خوب مینویسید...کامیاب باشی مهربان[گل]

زیباست ولی جمله آخر که عامیانه نوشتی"توی همین..." با بقیه جمله نمیخوره. البته این نظر شخصی منه.

ریحانه

غمگین و زیبا هستند .آفرین. از آشنایی با وبت خوشحالم. موفق باشی.[گل]

فراز

like[گل]

فراز

like[گل]

فراز

like[گل]