قهر

قهر که می کنی

بی حواس ترین

آدم روی زمین می شوم..


/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا کاظمی

شما محبت دارید... ... من اگه شاعر این شعر بودم ( حالا که نیستم! )، اون قدر در به کار بردن و استفاده از کلمات خساست به خرج می دادم که خودم هم تعجبم بشه! ولی حتمن افشُره - عصاره ی خوبی از کار در میومد! ( کمی از خود متشکری هم بد نیست[چشمک] ) این بلا رو سر این 5 سطر میاوردم: « قهر که می کنی، بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم! » تمام. این دو سطر خودش یک شعر کوتاه کوتاه کامله. باقی ش توضیح اضافه! و من مخاطب نیازی به توضیح دادن شاعر ندارم. من مخاطب وقتی می خونم شاعر در اثر قهر معشوق بی حواس ترین آدم رووی زمین می شه، باقی ش رو خودم تووی ذهنم تصور و تجسم می کنم. نیازی ندارم شاعر بهم بگه: این جووری می شم یا اوون جووری! مگه شاعر چند حالت و حس ناشی از بی حواس بودن رو می تونه توو شعرش بیاره؟ ولی ذهن خیال پرداز من خواننده، بی شمار حس و حالت رو تصور می کنه، که تعدادی ش می تونه حس و حال های خود خود من باشه: شعر، می شه مال من. و از مالکیت شاعر خارج می شه. و حتم که درست همینه. شاعر، شعرش رو بگه و بره برا خودش گل بچینه!... پس، من نیاز به ادامه دادن یک شعر کامل توسط شاعر ندارم... موفق باشید

تو

قهرت به همه چيزهاي دنيا مي ارزد... وقتي منت ميكشم كيف ميكنم....

چلچله

راست گفتن که آنچه را کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند واقعا دل نشین هستند شعرهایت باز هم اینجا خواهم آمد

محیا

چقدر شیرین بغضی که از سر دلتنگی بعد از خوندن شعرات مهمون گلوم میشه

...

قهر که می کنی!

فراز

like[گل]

فراز

like[گل]

فراز

like[گل]

farnam

salam zibast hesseshon arameshe mahz ro mide shayadam sokout ;)